![]() |
![]() |
|
| 4 شنبه بازار 3 تفنگدار هر چه می خواهید همین جاست |
|
شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد جدا زدامن مادر، به دام دانه بیفتد ز نازکی ز ندامت، ز بیم صبح قیامت بدان نشان که شنیدی،سری به شانه بیفتد به کارآنکه برون ازبهشت گشته عجب نیست که در جهنم غربت، به یاد خانه بیفتد نشان گرفته دلم را، کمان ابروی ماهی خدای را که مبادا، دل از نشانه بیفتد دلم به کشتی کربت،به طوف لجه غربت چو از کرانه ی تربت، به بیکرانه بیفتد شوم چوابربهاران،زجوش اشک چو باران که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد جهان دل است وتو جانی،نه بلکه جان جهانی همه سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتد خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 19:50 توسط Woody Cosmic |
|
|
جدید ترین صفحه ايميل من آرشیو وبلاگ |
| معبر دل |
سعي كنيم بين دلامون با خدا ؛ به جاي ديوارپل بزنيم ؛ اون موقع هر وقت دلمون گرفت مي تونيم با اين پل تا اوج آسمونا بريم و ... !!!؟
|
| پیوندها |
|
جمكران حرفهای ناتمام (نوشته های دکتر علی شریعتی) دوستي دنياي كوچك من پرنده اي به نام آذر باد ساحل عشق LOOTIMAMMAD نقاشي هاي علي رضا بن بست گل سنگ |
|
RSS
|
!!!بی کاری؟!می خوای بری سر کار؟! پس زود باش کلیک کن