![]() |
![]() |
|
| 4 شنبه بازار 3 تفنگدار هر چه می خواهید همین جاست |
|
تازگی ها دیدنت برايم خيلي سخت شده به سختی راه رفتن روي ابرها و به سختی
پر كشيدن. چرا ؟ چرا باید اینگونه باشد و من این چنین از تو دور ؟ ؟ ؟ اي مونس شبهای تارم ! دوست دارم وقتی جمله ای را در وصفت بر زبان مي آورم هنگام بیانش تو روبه رویم نشسته باشی . ولی افسوس ! افسوس كه دیوار اتاقم جاي خالي ات را پر كرده و سنگ صبورم شده است . تو كه مي تواني دیوارهايي كه بین ما جدايي انداخته و
جاده هايي كه بین ما فاصله انداخته را ، ویران كني ... پس بيا كه آمدنت را ارزانی
قلب كوچك اما پر مهرم و اشكهايم را پیشكش وفاداريت كنم. اي تكيه گاهم در لحظه هاي بي كسي ! بيا! به تو فرصت مي دهم تا غمگین ترین آواز خودت را در خلوت معصوم چشمانم بخوانی. دوست دارم رهسپار کوچه و پس کوچه هاي این دیار شوم و فریاد كنان به همه بگویم : تنها تو را دوست دارم بيا و بر سر عهد مان بمان منتظرت مي مانم اي دوست داشتنی ترین ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:16 توسط Woody Cosmic |
|
|
جدید ترین صفحه ايميل من آرشیو وبلاگ |
| معبر دل |
سعي كنيم بين دلامون با خدا ؛ به جاي ديوارپل بزنيم ؛ اون موقع هر وقت دلمون گرفت مي تونيم با اين پل تا اوج آسمونا بريم و ... !!!؟
|
| پیوندها |
|
جمكران حرفهای ناتمام (نوشته های دکتر علی شریعتی) دوستي دنياي كوچك من نقاشي هاي علي رضا بن بست گل سنگ اینجا بن بست است! این روزها |
|
RSS
|
!!!بی کاری؟!می خوای بری سر کار؟! پس زود باش کلیک کن