![]() |
![]() |
|
| 4 شنبه بازار 3 تفنگدار هر چه می خواهید همین جاست |
|
ولادت با سعادت بانوی نمونه دوعالم دخت نبی اکرم (ص) حضرت فاطمه(س)
بر میوه دل زهرای اطهر مهدی موعود (عج) وهمه دوستداران اهل بیت عصمت
وطهارت مبارک .
فاطمه بنيانگذار مذهب است فاطمه آموزگار زينب است
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:40 توسط Woody Cosmic |
|
|
دنیا كه شروع شد ، زنجیر نداشت . خدا دنیايی بي زنجیر آفرید . آدم بود كه زنجیر ساخت و شیطان كمكش كرد . دل زنجیر شد ؛ عشق زنجیر شد ؛ دنیا پر از زنجیر شد وآدم ها همه دیوانه زنجیری . خدا دنیايی بي زنجیر مي خواست . نام دنياي بي زنجیر اما بهشت است . امتحان آدم اما همینجا بود . دستهای شیطان پر از زنجیر بود . خدا گفت : زنجيرت را پاره كن . شاید نام زنجیر تو عشق است . يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد نامش را مجنون گذاشتند . مجنون اما نه دیوانه بود ونه زنجيري . این نام را شیطان بر او گذاشت . شیطان آدم را در زنجیر مي خواست . ليلي ؛ مجنون را بي زنجیر مي خواست . ليلي مي دانست كه خدا چه مي خواهد . ليلي كمك كرد تا مجنون زنجیرش را پاره كند . ليلي زنجیر نبود . ليلي نمي خواست زنجیر باشد . ليلي ماند ؛ « زیرا ليلي نام دیگر آزادی است »
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:24 توسط Woody Cosmic |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:22 توسط Woody Cosmic |
|
|
شبی گفت با من : چه داري ؟ بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! و فرمود گرم چه كاري ؟ بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! نگاهی بكرد ازروي لطف ؛ تبسم نمود و صمیمانه گفت : به جز من رفيقي نداری بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! سپس گفت چرخيدنت بهر چیست ؟ و شمعی كه گردش زني بال، كيست ؟ به گرد کدامین مداري ؟ بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! بگفتا! اگر گرد من مي پري ، نباید بود پيكرت را سري درون تنت كيست جاری ؟ بگو! بگفتا كه منصور انا الحق بزد ، تو حق را كه ميداني و در چه حد ؟ گمان كن کنون روي داري بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! و گفتا گره ها به من وا شود و هجران یاران مداوا شود . دلت را اگر برده ياري بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! کشاندم خودم را به نزديكتر ، و او با دو صد ناز گفت : اگر به چشمان مستی دچاري بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! سپس گفت : دلبر فراوان بود ولی آنچه من را سزد جان بود کنون بر كه دل مي سپاري ؟ بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! و چرخید و آهنگ رفتن نمود ولی پیش از آن روي بر من نمود چو داري زمن انتظاری بگو! نگاهش نمودم كه يعني : شما! در كوي نيكنامان ما را گذر ندادند گر تو نمي پسندی تغيير کن قضا را
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:20 توسط Woody Cosmic |
|
|
جدید ترین صفحه ايميل من آرشیو وبلاگ |
| معبر دل |
سعي كنيم بين دلامون با خدا ؛ به جاي ديوارپل بزنيم ؛ اون موقع هر وقت دلمون گرفت مي تونيم با اين پل تا اوج آسمونا بريم و ... !!!؟
|
| پیوندها |
|
جمكران حرفهای ناتمام (نوشته های دکتر علی شریعتی) دوستي دنياي كوچك من پرنده اي به نام آذر باد ساحل عشق LOOTIMAMMAD نقاشي هاي علي رضا بن بست گل سنگ |
|
RSS
|
!!!بی کاری؟!می خوای بری سر کار؟! پس زود باش کلیک کن